گاه نوشت های یک عدد همراه بیمار - 1
هر طرف رو که نگاه میکنی یه کفشدوزک کوچولوی رنگ و رو رفته داره قدم میزنه . نمیدونم مریضن یا جزو کادر درمانی ؟! اما همیشه و همه جا هستن . روی تخت ، روی پرده ، روی پنجره ، روی میز . اگه چند دقیقه ساکن بشینی یکی هم میاد روی دستت یا زانوت میشینه.
حضورشون خطرناکه ؟ نمیدونم اما آزار دهنده نیست ، یه جور حس زندگی منتقل میکنه .
پ.ن : مادر جون (مادر بزرگم) بیمارستانه. خدایا به همه مریضا سلامتی عنایت کن !
منبع
درباره این سایت